
سلام به همه ی بروبچسسسسسس![]()
خوفید؟؟؟؟؟![]()
از همه ی اونایی که کامنت گزاشتن کمال تشکر رو دارم![]()
![]()
قول میدم به همتون سر بزنم
امروز از چی بنویسم؟؟؟؟؟؟؟![]()
دیگه سوژه موژه ندارم!!!!!![]()
|
============================== به ديوار تكيه مي دهم....به ديوار كاغذي خيالم...
زمزمه مي كنم ترانه هاي عاشقي را... از آنچه كه نبايد ...از شعر مرهمي مي سازم؛ همه چيز بي فايده است. چشم بر هم مي گذارم به دنبال آرامشي...باز هم بي فايده است. ديده بر ديده ات مي دوزم...دوباره شعر مي خواهي و ترانه سرايي..... چشم هايم باز مي شود....شعله ي شمعي خرد......
من... ديوار كاغذي را پاره مي كنم...
+++++++++++++++++++++++++++++++++++++ گفتند : ستاره را نمیتوان چيد و آنانکه باور کردند برای چيدن ستاره حتی دستی دراز نکردند. اما باور کن که من به سوی زيباترين و دورترين ستاره دست درازکردم و هرچند دستانم تهی ماند اما چشمانم لبريز ستاره شد! ستارههای درونت را در شب چشمانت رها ساز و باور کن عشق را هدفی نيست آنچنان که به دست آيد در آغوش جای گيرد و يا در آيينه چشمانت به تصوير نشيند باور کن که عشق خود همه چيز است........ ********************************* | ||||
تا به کی باید رفت
از دياری به ديار ديگر
نتوانم،نتوانم جستن
هر زمانی عشقی و ياری ديگر
کاش ما آن دو پرستو بوديم
که همه عمر سفر ميکرديم
از بهاری به بهاری ديگر
آه اکنون ديريست
که فرو ريخته در من گويی
تير آواری از ابر گران
چون میآميزم با بوسه تو
روی لبهايم میپندارم
میسپارد جان عطری گذران
آنچنان آلودهست
عشق غمناکم با بيم زوال
که همه زندگيم میلرزد
چون ترا مینگرم
مثل اينست که از پنجرهای
تک درختم را سرشار از برگ
در تب زرد خزان مینگرم
شب و روز
شب و روز
شب و روز
بگذار که فراموش کنم
تو چه هستی جز يک لحظه،يک لحظه که چشمان مرا
میگشايد در
برهوت آهی
بگذار
که فراموش کنم............
روي هر سينه سري گريه کند وقت وداع
سر ما وقت وداع تکيه به ديوار گريست...
![]()
عشق پرواز بلندی است به من پر بدهید
من به دنبال دل گمشده ای میگردم
یک پریدن به من از بال کبوتر بدهید
یادتان باشد اگر کار به تقسیم کشید
باغ جولان مرا بی درو پیکر بدهید

==============================
تو را
در بهار صدا کردم
نامت گلی شد
ميان دست هايم خنديد
***
تو را
در تابستان خواندم
يک آفتاب در چشم من گريست
***
تو را
از پاييز پرسيدم
درختی راز خويش را
به خاک گفت
***
نشان تو را
از زمستان پرسيدم
بغض تمام پرندگان
باران شد.

![]()
![]()
![]()
سلام خدمت همه ی بروبچسسسسسسسسسسسس![]()
خوفید؟![]()
من که اصلا خوف نیستم![]()
از بابت کم کاریامم خیلی ازتون عذر میخوام![]()
به خدا خیلی گرفتارم![]()
خلاصه شرمنده![]()
امروز از چی بنویسم؟![]()
به قول محسن یگانه:![]()
چی بگم که خیلی تنهام
میدونی یاری ندارم
چی بگم که غیر غصه
دیگه دلداری ندارم
یه چند روزیه میخوام رفیق بازی رو کنار بزارم![]()
میدونید چرا؟![]()
چون خیلی نامردن![]()
هر روز یه بازی ای سر آدم در میارن
دیگه از دست کاراشون خسته شدم
هر چند که اونا خیالشون هم نیست که باهاشون به هم بزنم...
ولی حد اقل خودم یه چند وقتی ازدست کاراشون راحتم![]()
االان دارم محسن یگانه گوش میدم
اونم با صدای بلند
وای چقدر قشنگ میخونه:![]()
آخه دل من دل ساده ی من
تا کی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
آخه دل من دل دیوونه ی من
دیدی اونم تنهات گزاشت بعد یه عمر آزگار
خلاصه تنهای تنها شدم![]()
![]()
هیچکسی رو ندارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بنال اي ساز عشق !
بنال اي ساز عشق كه دلم بسيار گرفته است. دلتنگم دلتنگ براي دلبرده ام و صدای
جيرجيركها غم تنهايي ام را صد چندان مي كنند.
اينجا از دوست خبري نيست. اينجا عشاق را به دار مي آويزند و
مهربانان را بر گيوتين مي اندازند.
حرمت عشق را شكسته اند و نمي دانند تو اي ساز عشق
چگونه مي نوازي.
روزگاري بي صداي عشق نفسهايم را مي شمردم كه بيكار
نباشم. امروز با عشق همنفسم در دياري كه نفسها تكرار سنگين
و امتداد بلند دارند. غزل آشفتگي ام را نمي دانم براي كه بخوانم و
نقش تنهاييم را بر چه بكشم.
و پيش از اين غزل من بركه اي را مي دانستم كه به رويش مي شد
نقاشي كشيد و چه گذشت...
اكنون صدايم اسم توست و نقش همه رويايم را بوي تو مي سرايد و
در چشمانم نگاه توست و در قفس سينه ديگر دلي نيست كه غوغاي
خاموش غروب را بفهمد و چشمك ستاره با جيرجير شب چه موزون است و صداي
جيرجيركها غم تنهايي ام را صد چندان مي كنند...

![]()
![]()
باز سلام به بروبچسسسسسسسس![]()
خدایی نکرده خوفید همتون؟![]()
از همه ی دوستان که اومدن کامنت گزاشتن و ازهمه ی اونایی که
اومدن و کامنت نزاشتن(۱۳۹ نفر)تشکر می کنم قول میدم
امروز به همتون سر بزنم![]()
راستی یکی از دوستان پرسیده بود این pro evolution soccer 5 چیه؟!!!![]()
![]()
به خدمت این دوستمون باید عرض کنم این یه ماده ی مخدره که جدیدا
داره امثال منو به خودش معتاد می کنه!!!!!!!!!! ![]()
![]()
این ماده ی مخدر کشیدنی یا خوردنی یا تزریق کردنی نیستش!!! ![]()
پس چیه؟!!![]()
این ماده بازی کردنیه!!!!!!!!!!!! ![]()
نمیدونید وقتی آدم از این ماده استفاده میکنه چه توهمی بهش دست میده! ![]()
این یه بازیه کامپیوتریه که داره همین جور جوون های مثل من
ببخشید نی نی هایی
مثل منو به خودش معتاد میکنه
(مخصوصا نی نی هایی که به فوتبال علاقه دارن) ![]()
پدر اعتیاد بسوزه که دامن ما رو هم گرفت![]()
من هم میخوام بشم دوست ناباب شماو
این ماده ی مخدر روبه شما هم توصیه کنم!!!
مطمئن باشید پشیمون نمی شید !!!![]()
یه توهمی داره که نمیدونید ![]()
سگ وگربه گاو وگوسفند با آدم حرف میزنن!!!! ![]()
داداشش خلاصه از ما گفتن بود ![]()
![]()
![]()
![]()
برای کسی می نویسم که تن خسته ورنجورم با نیروی
عشقش حس نشاطوزندگی آفرید
برای کسی می نویسم که تنها با کلامش آشنایم و با چهره اش بیگانه
فقط این را می دانم
که کسی هست که نور امید را در دلم کاشته.
ای کاش حضورش تنها در خیالم نبود ای کاش همیشه با من بود...
خدایا درهیچ کدام ازلحظات لذت بخش زندگی به یادت نبودم
وتنها وقتی که به بن بست
می رسیدم تورا یاد می کردم.
حال تنها تو هستی که در کنارمنی...
دریغ از دوستی ها به هرکس مهر ورزیدم جز جفا ندیدم
ولی همواره تو بودی که مرا یاد کردی.
اکنون که قلبم شوق دیدار تورا دارد وحس زیبایی
به نام"پرواز به سوی تو"درمن جاریست
میخواهم که لحظه لحظه زندگیم بوی تو را داشته باشد.
دوست دارم تا محنت های این دنیای تاریک را پشت سر بگزارم
وبه سویت پرواز کنم.
به سوی تو که آرام بخش قلب های نا آرامی.
یا حق
باز هم سلام به همه ی بر وبچس ![]()
خدا رو شکر خوفید همتون؟![]()
ببخشید دیروز نتونستم بیام وآپ کنم ![]()
از همه دوستان که اومدن و کامنت گزاشتن کمال تشکر رو دارم![]()
![]()
از نیلوفر عزیز تشکر میکنم واقعا خجالتمون دادن![]()
![]()
راستی با اجازه ی نیلوفر میخوام بشم داداش کوچیکه ی ایشون![]()
این آبجیه ما وبلاگ فوق العاده ای داشتن و حرفای دلشون رو بسیار زیبا
بیان کرده بودن این هم وبلاگشون حتما یه سر بزنید و مطمئن باشید شما هم تحت تاثیر
قرار میگیرین![]()
http://nilofaresahra.blogfa.com/
از آقا رضا و آقا امیر و ... هم کمال تشکر رو دارم![]()
![]()
![]()
کسی را نداشتم تابا او از رازهای کوچک بگویم.ازدانه های شبنم بر تیغه های علف...
کسی را نداشتم تا با او از رازهای بزرگ بگویم... از آنچه در دلم می گذرد.
حیاتم تهی از گذشته وآینده بود اما کلام تو ریسمانی شد در دستانم به آن
پیوند خوردم وقلبم به شوق زندگی شعله ور شد.
صدای پای تنهایی ازکوچه پس کوچه های غربت به گوش
می رسد و حکایت از طلوع غم می کند.من هم در زاویه ی پنهان روح خویش
نشسته ام اما دستهایم در جستجوی محبت به آسمان رفته اند.پس تو به رسم عهد و
وفایی که با من بسته ای این لحظات را آفتابی کن لحظاتی که همیشه
آنها را از پشت شیشه مبهم دیده ام.
تهی وخالی شدم از هرچه در چشمانت بیداد می کرد. به یاد دارم روزگاری را که در
کوچه پس کوچه های دلت قدم بر میداشتم زمانی که احساس می کردم
مانند یک رویا ماندگارم وامروز نگاه دریایی ات را گم کرده ام ومن مانند
ماهی کوچکی دور از آب چه معصومانه جان دادم...
![]()
![]()
![]()
بازم سلام به همه ی بروبچس![]()
![]()
خدایی نکرده خوبید همتون؟
امروز می خوام چند تا شیز بگم
![]()
![]()
![]()
۱.جواب انتقاد امیرعزیز
| يکشنبه 15 مرداد1385 ساعت: 18:50 | توسط:امیر | |||
|
سلام
| ||||
امیر عزیز![]()
ازاینکه اومدی ونظردادی والبته انتقاد کردی خیلی ممنونم
ولی خواهشا وقتی انتقاد میکنی انتقادت رو کامل بنویس تا منظورت رو
دقیقا بفهمم و ولی تا اونجایی که فهمیدم منظورت این بود که من فکرمیکنم
که ...
به نظر تو یه دختر کوشولوی ۲ساله چیزی می فهمه؟ که
میای اینجوری انتقاد میکنی؟![]()
جای دیگه ای هم فکر نمیکنم چیزی گفته باشم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
۲.نیلوفرجان همچنان منتظرم تا یه id به من بدي![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
۳.اصلا ميدونيد ديگه ميخوام در اين وبلاگ رو تخته كنم
خدا ميدونه روزي چند تا نظر رو پاك ميكنم كه كامنت ميزنن
چرت و پرت ميگن يا فحش...![]()
![]()
آقا يا خانم محترم اگه ميخواي انتقاد كنيد ديگه چرا فحش ميديد؟
هر چند كه بعضي دوستان اينقدر به ما لطف دارن كه آدم دلش
نمياد ...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
من بازم عاشق شدم!!!
![]()
![]()
عاشق کي؟
عاشق دختر دوست مامانم!!!
ديروز يکي از دوستاي مامانم اومده بود خونمون.
با دخترش هم اومده بود.اسم دخترش سارا بود!!
نگاش اونقده پاک و قشنگ بود که دلم مي خواست هميشه نگام کنه!!!![]()
وقتي لبخند مي زد خيلي خوکشل مي شد...![]()
اونقدري که دلم مي خواست بپرم و يه ماچ گنده ...![]()
![]()
(بين خودممون باشه چند بار يواشکي ...![]()
)
اونم با همه ي دخترا فرق داشت...
همش دوروبره من بود به پسرای ديگه نگاه هم نمي کرد.![]()
اما رفت!!!![]()
و من ديگه حالا حالا ها سارامو نمي بينم!!!
مي دوني از همه بهترش چي بود؟![]()
مث خودم ني ني بودش.![]()
![]()
۲ سالش بود !!!!!!!!!!![]()
![]()
(هه . هه ... حسابي ترسيده بودي) .
مگه نه حسود خان؟![]()
سلام به همه ی دوستان عزیزم
چند روزپيش روي ميز خواهرم يه برگه بود كه روش يه شعر
نوشته بود من هم روي كنجكاوي اونو برداشتم وخوندمش
انصافا خيلي شعر قشنگي بودمخصوصا بيت آخرش بعدا از
خواهرم پرسيدم شاعرش كيه؟گفت يكي از دوستاش به نام
پونه كلانتری
نام تورا آورده ام دارم عبادت مي كنم
گردنگاهت گشته ام دارم زيارت مي كنم
دستت به دست ديگري از اين گذشته كار من
اما نمي دانم چرا دارم حسادت مي كنم
گفتي دلم رو بعد از اين دست كس ديگر دهم
شايد كه با خود گفته اي دارم اطاعت مي كنم
گفتي محبت كن برو باشد خداحافظ ولي
رفتم كه تو باور كني دارم محبت مي كنم
چشمان مرا به چشمانش گره زد
بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد
او رفت ولی نه طبق قانون وداع
یکبار فقط به شیشه پنجره زد
و انگشتانم را بر پوست کشیده شب می کشم
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد
پرنده مردنی است
پرواز را به خاطر بسپار .....
همیشه رفتن آن حضور ناب نیست
گاهی میان ماندن و رفتن .....
فرقی نیست
ياران چه غريبانه رفتند از اين خانه
هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه
سلامي گرم خدمت تمام دوستان عزيزم
آري او رفت و با رفتنش منو هم نابود كرد
وبي او براي هميشه تنهاي تنها شدم .شايد بپرسيد كي
ويداي عزيزمو ميگم كه بدون او ديگر هيچ انگيزه اي براي
ادامه زندگي ندارم.
من و ويداتو كلاس كامپيوتر با هم آشنا شديم اومانند يك
فرشته به زندگي من وارد شد و مانند يك فرشته به آسمون
پر كشيد وبراي هميشه رفت.
اون تو يه تصادف تو جاده شمال عمرش رو به شما داد و
بدترين روز عمرمو رقم زد نميدونيد موقعي كه خبرشو برام
آوردن چه حالي داشتم تا دقايقي فقط تو شوك بودم بعد از
دقايقي تازه فهميدم به چه مصيبتي گرفتار شدم .
چند روز ديگه چهلم اون بزرگواره ...
ببخشيد ديگه نميتونم ادامه بدم