
√من همینجام!
درست همینجا!
آخه من موندم! شماها با چه امیدی دلتون را خوش می کنید؟!
من و رفتن؟!
آخه کجا دارم برم جز این وبلاگ خراب شده؟ ![]()
خلاصه اینکه نه آقا جون! بی خودی خوشحال نشید! من دقیقا همینجام!
تکون هم نمی خورم!!
+++++++++++++++++++++
√ پاییز...
عاشق بارون که نه ...
عاشق صدای بارون !
بازم پاییز شد ... بازم بارونای پاییزی تو غروبای غم انگیز ...
و صدای شرشر بارون ...
هر وقت بارون میاد ، چراغ اتاقم را خاموش می کنم ، پنجره را باز می کنم ...
بعد می شینم رو تختم و چشمام را می بندم ...
دنیای من به همین قشنگیه!
و پسری نگران که به نم نم باران می نگرد ، به آوازش گوش می کند و غرق در رویاهای نگران کننده ی خودش است ...
پاییز
پاییز
پاییز
پاییز
پاییز
عجب فصلیه خداییش!
بارون
بارون
بارون
بارون
بارون
بارون
===================================
ی پسر مغرور؟!
واقعا این طوری فک می کنی؟!
همین؟!
نچ!
من خیلی بیشتر از اینام!!
یعنی اصولا ی نفرم خیلی زیاده ها!
ولی من از ی نفر هم زیادترم!!!
مگه من چند نفرم؟!
دو ... سه ... چهار ... پنج ...
من تا چند بلدم بشمرم؟!
بچه که بودم فک می کردم هزار دیگه آخرشه!
فک می کردم هزارتا خیلیه ...
جالب اینجاست که همه چیز هم دقیقا هزارتا بود!
همه چیز به جز ...
راستی! همه چیز به جز چی؟!
I don't know
داشتم می گفتم ...
بزرگ که شدم(هرچند که هنوز بزرگ نشدم!) ی پاپیون کشیدند! گفتند "این" آخرشه!
گفتند "این" خیلیه...
اما اشتباه می کردند!!
این منم که خیلی ام!
و این منم که آخرشم!
یادم میاد اینجا ی قانون برا خودم تصویب کردم:
خود شیفتگی ممنوع!
چه قدر داره رعایت می شه!.!
من کشته ی رعایت قانون تو این وبلاگم!
وبلاگ ...
گفتم وبلاگ.
چه مقوله ی گنگ و نامعقولی!
چه چیز مضحکی!
هه! وبلاگ! خندم می گیره!
از اون خنده دار ترم هست البته!
لینک + کامنت!
حیف بهش معتادم!
حیف بهش وفادارم!!
حیف دوسش دارم!!!
و گرنه به همین راحتی ByE !
اونم
√دیدید چه قدر راحت از صفحه ی نت محو شدم؟؟؟![]()
اونم مـــــــــــــــــن!![]()
البته نمی تونستم عمرا 10 مین هم بیام ... وقت full-time بود ![]()
خلاصه اینکه می دونستم نیام وب صفا نداره و اینا
... دلتونم برام تنگ می شه![]()
واسه اون اومدم ![]()
وگرنه الانم شدیدا با برنامه فشرده مواجه ام
تا ۱۲ کلاس کامپیوتر ... بعد پیش دانشگاهی تا !!!![]()
دیگه انقدر فشرده دوس ندارم
ولی از اونجایی که هم دارم دروس فنی (کامپیوتر) رو میخونم هم پیش رو مجبورم...![]()
آخه میدونید![]()
من تو انتخاب رشتم اشتباه کردم![]()
حالا پشیمون شدم که فنی نرفتم![]()
ولی از اونجایی که اگه پیش رو ول کنم سرباز میشم![]()
و کامپیوتر رو هم خیلی دوس دارم![]()
مجبورم هر دوش رو بخونم![]()
√ کار و باری ندارید؟
برم؟
مطمئن؟
پس فدای همتون
قربونتون برم
تابعد
![]()
![]()
![]()
سلام ![]()
عيدتون مبارك![]()
نماز روزه هاي همتون قبول باشه![]()
من خيلي شرمندم![]()
![]()
هرچي بگيد حق داريد
به خدا خيلي گرفتارم
خيلي دلم واسه نوشتن تنگ شده بود![]()
ولي موارد زيادي دست به دست هم دادن
تا من يه ماه نتونم آپ كنم![]()
از جمله:![]()
1:قبض تلفن اين ماه اومد و پول اينترنت شده بود 18000
تومان!!!!!!!!!!!!!![]()
2:تو اين ماه اصلا وقت نداشتم صبح كه تا 10-11 خواب بودم![]()
بعدش هم ميرفتم مدرسه ![]()
وقتي هم برميگشتم افطار ميكردم
و بعد از افطار هم فيلم و بعد هم بيرون...
3:البته دروغ نگم يكي دو بار اومدم كه بنويسم ولي...![]()
ولي وقتي ديدم تو كامنتام فقط سه تا كامنت هست ![]()
كه از اون سه تا دوتاش كامنت رضاي
نا امید شدم وننوشتم![]()
يعني از اون همه دوست فقط دوتاشون ياد ما مي افتن؟![]()
اي زمونه...
مي بيني دنيا چه بي معرفت شده
تا به كسي سر نزني بهت سر نميزنه![]()
حالا اومدو ماافتاديم مرديم
كسي نبايد بياد بگه مجيد تو زنده اي يا مرده؟![]()
اصلا ديگه نميخوام كسي بهم سر بزنه![]()
كامنت هم نميخوام![]()
(قسمت كامنتام رو هم مي بندم)
الان هم كه ميبينيد دارم مينويسم
واسه دل خودم دارم مينويسم
نه واسه...![]()
(
آقا رضا و آقا مهدي اين حرفا شامل شماها نميشه يه وقت سوء تفاهم نشه
)
------------------------------------------------------------------------
نیمی خواب نیمی بیدار ,
نیمی انسان , نیمی فرشته ام و همواره از تو نوشته
ام .
گریه ها و خنده ها, بال های پرنده ها,
هر چه بود و هر چه هست , لحظه های بی
شکست,
قصه های واپسین ,عشق های آتشین ,
آفتاب و آسمان و قلب های مهربان جلوه ای از حضور
توست.
نیمی آواز , نیمی سکوت ,
نیمی نور و نیمی سوت و کورم و همواره
از تو دورم. به رنگین کمان که
می نگرم به عطرهای بی کران که دست
میزنم, از تو دور می شوم.
این همه فاصله را چگونه تاب
بیاورم.
به سوی کدام اقیانوس پارو
بزنم؟
وقتی با توام , چراغ اتاقم خاموش نمی شود
و هیچ خاطره ای فراموش نمی
شود.
وقتی با توام , ملکوت در دستهای کوچک من است
و میتوانم به ستارگان فخر
بفروشم.
نیمی سلام و نیمی بدرودم ,
نیمی کویر و نیمی رودم و دیشب
باز از تو سرودم.
همه ی ستارگان به زمین آمدند , به دیدار این دل غمگین آمدند .

روی هر سینه سری گریه کند وقت وداع
سر ما وقت وداع نکیه به دیوار گریست...
![]()
![]()
![]()