تبليغاتX
یک دنیا یک قلب یک وبلاگ
شنبه 27 مرداد1386

 

دلم برای خودم عجیب تنگ شده است

و من این چند روزه بارها این حس را داشته ام

واین یعنی بد!!

واین یعنی خیلی بد!!

ذلم برای پسرکی تنگ شده است که شدیدا موجودی عاطفی بود

دلم برای پسرکی تنگ شده که طاقت دیدن اشک رو تو چشم هیچ کس نداشت

و با دیدن اشک در چشم دیگری اشک میریخت

و ...

و حالا مدتیست این پسرک را ندیده ام!

این پسرک چند روزیست از دیدن اشک در چشم دخترک لذت میبرد

و در مقابل اشک های او میخندد

مقصر اصلیه این ماجرا دخترک بود

و پسرک به نوعی مقابل به مثل می کرد

اگر شما هم داستان این پسرک و دخترک را بشنوید حق را کاملا به پسرک میدهید

و هر کس دیگری هم جای پسرک بود از دیدن آن اشک های تمساح لذت میبرد

ولی دیگه نه!!

دیگه نمیخوام آن پسرک باشم

تو حق نداری وارد روتین تکراری زندگی من بشوی

نه من نباید به تو عادت کنم

 

...

+ نوشته شده در 13:44 توسط مجید.
چهارشنبه 17 مرداد1386

 

سلام

پس از مدتها سلام

و اولین چیزی که به ذهنم میاد مادر گلمه...

دیروز از ساعت 7 صبح تا 7 شب تو اتاق عمل بود

چقدر دیروز دعا کردم

چقدر اشک ریختم

هیچی نتونستم بخورم

فقط همینجور پشت در اتاق وایساده بودم تا بیارنش

اصلا احساس خستگی نمیکردم

اصلا احساس گرسنگی نمیکردم

تا بالاخره ساعت 7 شب آوردنش بیرون

با اینکه بی هوش بود

ولی تو بغلم گرفتمش

و اولین کاری که کردم دو تا بوسه رو گونه هاش کردم

و رفتم زیباترین دسته گل دنیا رو براش گرفتم

۵۰تا گل رز با یک گل مریم

حالا دارم برمیگرم سر چهار راه اومدم گردش به چپ کنم

یه ماشین که چراغ رو رد کرده بود دنده عقب گرفت تا برگرده پشت چراغ

همون جوری اومد گذاشت سمت راست ماشین من

دو متر تمام خط انداخت

پیاده شدم که برم با طرف دعوا کنم

سرمو که کردم تو ماشین طرف دیدم یه دختره

یه دفعه یاد یه جمله افتادم :

ژیان ماشین نمیشه خانما راننده...

نا خوداگاه زدم زیر خنده و از ته دل خندیدم

وقتی به دختره گفتم به چی خندیدم بیچاره اونم نتونست جلوی خودش رو بگیره

دختره پیاده شد و گفت جون نیلوفر ندیدم شما پشتمید

گفتم حالا میخواستی بگی اسمت نیلوفره؟؟؟

گفت وایسیم افسر بیاد تعیین خسارت کنه خسارتتون رو پرداخت کنم

گفتم من حرفی از خسارت زدم؟؟؟

همون طور که دست میکشید به خطی که که رو ماشینم انداخته بود گفت

خطش پاک میشه شما تو ماشین دستمال دارید؟؟؟

گفتم تو داشبورده خودت بردار

درو باز کرد که دستمال برداره دسته گل رو دید

گفت شما قرار داشتید؟؟؟؟

گفتم چطور مگه ؟؟؟

گفت این دسته گل رو میگم

گفتم نخیر واسه خودم گرفتمش اشکال داره آدم به خودش گل بده؟؟؟

گفت آخه همچین دسته گل با ارزشی رو آدم به خودش هدیه میکنه؟؟

گفتم نه شوخی کردم واسه مادرم گرفتم و قضیه رو براش توضیح دادم

گفت میشه یه شاخه از گلاش رو من بردارم؟؟؟

گفتم شما دوتا بردار

یه شاخه گل رز از توش در اورد

بعد اومد که خط رو پاک کنه گفتم نمیخواد میبرمش کارواش پاکش میکنن

گفت حداقل بزارید پول کارواشتون رو بدم

یه نگاهش کردم و اومدم بگم که نمیخواد

دوباره گفت یعنی راضی اید من برم؟؟

گفتم آره راضی ام

گفت این شماره ی منه کاری داشتید زنگ بزنید خوشحال میشم

شمارش رو داد و گفت میشه شماره ی شما رو داشته باشم ؟

شماره ی منو هم گرفت و سوار شد و رفت

یه خورده که رفت دوباره وایساد و سرشو از پنجره آورد بیرون و گفت

راستی از بابت گل هم ممنون

یه لبخند زدم و رفت

...

پریروزتو ماشین بودم و داشت بنزینم تموم میشد

تو فکر این بودم که چجوری بنزین جور کنم

بعد تو رادیو داشتن درباره ی بنزین از مردم می پرسیدن

آی خندیدم...

همه میگفتن خیلی خوبه !! آقا دمتون گرم !!! کارشون حرف نداشت

بعضی ها هم میگفتم آقا بنزین آزاد ندین به مردما!!!

اون جوری دیگه فایده نداره

از قدیم گفتن:

باید گوسفند باشند تا گرگها بهشون حکومت کنند

...

پریشب 14 هزار تومان جریمه شدم

حالا برای چه تخلفی هنوز توش موندم

داشتم تو خیابون با دو تا از دوستام میرفتم

یه دفعه دیدم یه پژو از سمت راستم با سرعت رد شد رفت

چند ثانیه بعد یه ماشین اومد پشتم شروع کرد به چراغ دادن

نور بالا زد تو پشمم

سمت راستم پر بود نمیتونستم بهش راه بدم

دروغ نگم یه ذره هم باهاش لج کردم تا دیگه تو چشمم نور بالا نده

بعد دوستم گفت مجید بزن بغل پشتت ماشین پلیسه

تازه دوزاریم افتاد که این پلیسه دنباله اون پژو بوده و من بهش راه ندادم

زود رفتم سمت راست و بنز پلیسه از بغلم رد شد رفت

و همون طور که از بغلم رد میشد سرهنگه چندئ تا فحش داد و رد شد

خلاصه سر چهار راه که پژوییه پشت چراغ گیر کرده بود گرفتش

منم همون جور که میرفتم پشت چراغ بغلشون وایسادم

یه دفعه دیدم سرهنگه اومد طرفم

و گفت پیاده شو و مدارکت رو بده

منم فقط گواهینامه همرام بود

قبض رو بر داشت و 14000 تومان نوشت

بعد بهش میگم چرا مینویسی؟؟؟

میگه تا دیگه تو باشی با یه مامور لج نکنی و بهش راه بدی تا بره

آخه کجای دنیا راه ندادن به یه ماشین پلیس وقتی سمت راست آدم پر باشه تخلفه؟؟؟؟؟

...

 

+ نوشته شده در 12:9 توسط مجید.