
سلام
هی میام که بنویسم!!
هی میرم وب شماها رو بخونم!
فکرم میرخ این ور اون ور!
بی خیال میشم!
آپ نمیکنم!
...
آدم های خائن چه شکلی اند؟!
قطعا شبیه من نیستند
من خیانت نکرده ام ! به هیچکس !جز خودم!
شایدم کرده ام و یادم نیست!
شایدم خودم را گول می زنم!
من دوروی پست هستم یا نیستم؟!
کسی نظر شما رو نخواست !از خودم پرسیدم
قابل توجه آقا یا خانم گمنام که تو پست قبلی کامنت گزاشته بود
و گفته بود تو یک خائن دو رو هستی!
کی گفته من به اون دخترک پست قبل خیانت کردم؟!
اصلا تقصیر منه که میام اینجا و همه چیز رو مینویسم.
تا اینجوری ذهنیت منفی رو من پیدا بشه!
ولی برا اینکه این ذهنیت منفی رو پاک کنم یه روز تمام ماجرا رو مینویسم
...
شاید از امروز...
شاید از فردا...
باید تلاش رو آغازکنم
تا یک نفر رو از یه منجلابی که خونوادش دارن اونو توش گرفتار میکنن نجات بدم
هنوز اونو دوست دارم
و نمیتونم ببینم روز به روز بیشتر تو این منجلاب گرفتار میشه
اون که تقصیری نداره
تقصیر اون خونوادشه
تقصیر اون مادرشه
تقصیر اون پدر بی غیرتشه
نه نباید همینجور بشینم و غرق شدن اونو تماشا کنم
اون نیاز به کمک داره
اون کسی رو نداره تا کمکش کنه
اون آدمی نیست که فریاد بزنه و کمک بخواد
اون ترجیح میده بسوزه و بسازه
هر چند اگه فریاد هم بزنه کسی نیست تا دستشو بگیره
اگرم کسی پیدا بشه مطمئنا قصد سوء استفاده رو خواهد داشت
نه...
نباید فقط بیننده ی این ماجرا باشم
باید دستمو برای گرفتن دستاش دراز کنم
حتی اگه به قیمت گرفتار شدن خودم تو منجلاب دیگه ای باشه
نه...
نباید دخترک فکر کنه که تنهاست
نباید...
