تبليغاتX
یک دنیا یک قلب یک وبلاگ
پنجشنبه 22 شهریور1386

 

امروز پنجشنبه ست و هنوز تهرانم و شمال نرفتم

بازم سارینا برناممون رو عقب انداخت

بازم زنگ زده میگه شنبه پارتی گرفتم شمالت رو بازم بنداز عقب

گفت تعریفت رو پیش مامان و بابام کردم و قرار شده شنبه تو رو به اونا معرفی کنم

حالا قرار شده صبح شنبه برم دنبالش تا...

اول بریم خرید

بعد یه کم بگردیم

بعد ببرمش آرایشگاه

بعدش هم بریم خونه ی خالش چون مهمونیش رو خونه ی خالش گرفته

تا معارفه رو انجام بده...

خدا آخر و عاقبتم رو به خیر کنه

+ نوشته شده در 13:47 توسط مجید.